مرتضى مطهرى
32
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
همان معنا كه شما مىگوييد ( اينكه شىء خودش غير از خودش باشد يا حالت شىء در اين حال غير از حالت شىء در حال ديگر باشد ) حاصل مىشود . اگر شيئى [ مثلًا حركت ] مفيد شىء ديگر [ مثلًا غيريت ] شد نمىتوان گفت شىء اول همان شىء دوم است . بعلاوه طبق اين تعريف لازم مىآيد كه بگوييم هر شيئى كه مغاير با شىء ديگر باشد متحرك است ؛ همان ايرادى كه قبلًا گفتيم . سبك مرحوم آخوند هميشه اين است كه حرفهاى قدما را نوعى توجيه و تأويل كند . افلاطون گفت : « الحركة خروج عن المساواة » . براى اينكه كسى نگويد اين تعريف شامل تغييرات دفعى هم مىشود مرحوم آخوند فوراً گفت مقصود از خروج از مساوات اين است كه شىء را در هر آنى كه در نظر بگيريم با آنِ ديگر يكسانى ندارد . اين توجيهى بود كه مرحوم آخوند قبلًا كرده بود . اگر ما باشيم و اين عبارت فيثاغورس ايراد [ دوم ] شيخ وارد است . صرف غير بودن تعريف حركت نيست ؛ غيريت چه چيز با چه چيز ؟ دو امر مباين هم غير يكديگر هستند . بعلاوه ، حتى اگر غيريت شىء با خودش هم مراد باشد باز تعريف صحيح نيست زيرا در تغيير دفعى هم غيريت هست . اگر در يك شىء آناً تغييرى پيدا بشود نه تدريجاً ، باز غيريت هست و حال آنكه حركت نيست . در مفهوم حركت « تدرّج » ، « يسيراً يسيراً » و « زمان » هست و حال آنكه در تغييرات دفعى « آن » است نه زمان « 1 » . پاسخ وجيه مرحوم آخوند به ايراد اول شيخ مرحوم آخوند مىگويد اين حرف شيخ درست نيست كه حركت مفيد غيريت است ، بلكه حركت به حيثى عين غيريت است . حركت با غيريت دو مفهوم هستند ولى مصداقاً يك چيز هستند . اينجا ما دو چيز نداريم كه يكى حركت و ديگرى اثر حركت ( غيريت ) باشد ، چون حركت همان خروج شىء است از قوه به فعل ، خروج .
--> ( 1 ) . سؤال : در كلمهء غيريت ، تدريج نيست . استاد : در كلمهء خروج هم تدريج نيست . « تدريج » را ناچار مرحوم آخوند اضافه كرده است . آنها مىگفتند غيريت . مرحوم آخوند مسلم گرفته است كه مقصودشان مطلق غيريت نيست بلكه غيريت است از حيث اينكه شىء در هر آنى غير خودش در آنِ ديگر باشد . وقتى گفتيم در هر آن ، اين ديگر مىشود تدريج . در خروج هم مىگوييم خروج شىء در هر آن از حالى به حالى ، نه در يك آن . اينها مسائل خيلى مهمى نيست ؛ بعد كه بخواهيم اين تعريفات را جمع بندى كنيم نتيجه گيرى مىكنيم .